ساعت کاری: 09:00 صبح تا 20:00 بعد از ظهر
مرکز تخصصی آموزش جوشکاری و بازرسی جوش فنی و حرفه ای
مرکز شرق تهران : بزرگراه شهیدزین الدین بلوار دانشگاه ،کارگاه جوشکاری دانشگاه خواجه نصیر

فهرست مطلب
Toggleپاشش یا اسپتر، آن دانههای مزاحم فلزی، کابوس هر جوشکاری است. این مشکل نه تنها ظاهر کار را زشت میکند، بلکه هزینههای سنگزنی و تمیزکاری را افزایش میدهد. درک علت پاشش در جوشکاری اولین قدم برای رسیدن به یک جوشکاری بدون پاشش است. در این مطلب، ما تکنیکهای کلیدی برای کنترل این مشکل را بررسی میکنیم. اگر به دنبال آموزش جوشکاری حرفهای هستید، آموزشگاه جوشکاری ولداسکیل با ارائه دورههای تخصصی، شما را برای مواجهه با چنین چالشهایی در محیط واقعی کار آماده میکند.
اسپتر (Spatter) به ذرات مذاب فلزی گفته میشود که حین جوشکاری به اطراف پاشیده و به سطح کار میچسبند. این پدیده نه تنها ظاهر جوش را خراب میکند، بلکه از نظر استانداردهای بازرسی (مانند AWS D1.1) یک عیب ظاهری محسوب میشود. تمیز کردن آن نیازمند زمان، نیروی کار و هزینه اضافی (خرید دیسک سنگزنی) است که مستقیماً سودآوری کارگاه را کاهش داده و میتواند باعث از دست رفتن پروژهها شود.
جلوگیری از پاشش جوشکاری با الکترود دستی (SMAW) کاملاً امکانپذیر است. سه عامل اصلی در این فرایند نقش دارند: تنظیم صحیح آمپر، حفظ طول قوس کوتاه و یکنواخت، و انتخاب قطبیت مناسب برای الکترود. با کنترل این سه متغیر، میتوانید به شکل چشمگیری میزان پاشش را کاهش داده و یک جوش تمیز و باکیفیت ارائه دهید که نیاز به تمیزکاری کمتری دارد.
آمپر بی از حد، متهم ردیف اول در پاشش الکترود است. وقتی آمپر بالاتر از محدوده پیشنهادی سازنده الکترود باشد، حوضچه جوش بیش از حد داغ و سیال شده و مانند آب جوش، به اطراف پاشیده میشود. از طرفی، آمپر خیلی کم نیز باعث چسبیدن الکترود و ایجاد قوس ناپایدار میشود. بهترین کار، شروع با آمپر پیشنهادی روی بسته الکترود و تنظیم دقیق آن بر اساس صدای جوشکاری است؛ صدای یکنواخت و شبیه به “پختن بیکن” نشاندهنده آمپر مناسب است.
طول قوس (فاصله نوک الکترود تا قطعه کار) مستقیماً ولتاژ جوشکاری را کنترل میکند. هرچه طول قوس بیشتر باشد، ولتاژ بالاتر رفته و پایداری قوس کمتر میشود که نتیجه آن افزایش پاشش جوشکاری است. برای یک جوش تمیز، طول قوس را کوتاه و ثابت نگه دارید (معمولاً به اندازه قطر مغزی الکترود). تصور کنید میخواهید آب را از یک پارچ در لیوان بریزید؛ هرچه ارتفاع بیشتر باشد، پاشش بیشتر خواهد بود. این اصل در جوشکاری نیز صادق است.
الکترودهای سلولزی مانند E6010 به دلیل پوشش خاص خود که گاز محافظ زیادی تولید میکند، طبیعتاً قوسی خشن و پاشش بیشتری نسبت به الکترودهای قلیایی (مانند E7018) دارند. این ویژگی برای نفوذ عمیق عالی است اما کنترل پاشش را سخت میکند. برای کاهش پاشش جوشکاری با این الکترود، از تکنیک حرکت سریع (Whipping) استفاده کنید و طول قوس را تا حد ممکن کوتاه نگه دارید. همچنین اطمینان از خشک بودن الکترود بسیار مهم است.
رطوبت، دشمن پنهان یک جوش تمیز است. وقتی پوشش الکترود، بهخصوص در الکترودهای قلیایی مانند E7018، رطوبت جذب میکند، این آب در حرارت بالای قوس به بخار تبدیل میشود. انبساط ناگهانی و شدید این بخار، انتقال پایدار فلز را مختل کرده و باعث ایجاد یک قوس نامنظم و پر سر و صدا میشود. نتیجه این پدیده، پاششهای ریز و فراوانی است که سطح قطعه کار را میپوشاند. بنابراین، همیشه الکترودها را در محیطی خشک نگهداری کرده و در صورت لزوم، از آونهای مخصوص برای خشک کردن آنها استفاده کنید.
در جوشکاری CO2 (GMAW)، کاهش پاشش جوشکاری به تنظیم دقیق پارامترهای دستگاه بستگی دارد. هماهنگی بین ولتاژ و سرعت سیم، انتخاب گاز محافظ مناسب و حفظ فاصله صحیح نازل تا قطعه کار (CTWD)، کلیدهای اصلی برای دستیابی به یک انتقال فلز پایدار و جوشکاری بدون پاشش هستند. نادیده گرفتن هر یک از این موارد منجر به پاشش زیاد و هزینههای اضافی میشود.
رابطه بین ولتاژ و سرعت سیم (آمپر) باید کاملاً متعادل باشد. اگر ولتاژ نسبت به سرعت سیم زیاد باشد، قوس بلند شده و پاششهای درشت ایجاد میشود. اگر ولتاژ کم باشد، سیم به حوضچه جوش کوبیده شده و پاششهای ریز و تیز تولید میکند. نقطه بهینه، جایی است که صدای جوشکاری یکنواخت و شبیه به “وزوز” باشد. همیشه با تنظیمات پیشنهادی روی دستگاه شروع کنید و سپس بر اساس صدا و ظاهر جوش، تنظیمات دقیق را انجام دهید.
استفاده از گاز CO2 خالص به دلیل ماهیت خشنتر قوس، پاشش بیشتری ایجاد میکند اما ارزانتر است. برای جلوگیری از پاشش جوشکاری به شکل موثر، استفاده از گازهای محافظ ترکیبی (میکس) مانند آرگون و CO2 (مثلاً C25: 75% آرگون و 25% CO2) بسیار بهتر است. آرگون قوس را نرمتر و پایدارتر کرده و به انتقال فلز در حالت اسپری (Spray Transfer) کمک میکند که نتیجه آن جوشی بسیار تمیز و تقریباً بدون پاشش است. این هزینه اولیه بالاتر برای گاز، با صرفهجویی در زمان تمیزکاری جبران میشود.
فاصله تماس نوک تا قطعه کار (Contact Tip to Work Distance – CTWD) یک پارامتر حیاتی است. اگر این فاصله بیش از حد زیاد باشد، مقاومت الکتریکی سیم افزایش یافته و باعث ناپایداری قوس و پاشش میشود. اگر خیلی کم باشد، دید شما را محدود کرده و ممکن است نازل به حوضچه جوش بچسبد. یک فاصله استاندارد و مناسب برای جوشکاری اتصال کوتاه (Short-Circuit) حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیمتر است. ثابت نگه داشتن این فاصله در طول جوشکاری، کلید یک جوش یکنواخت است.
جلوگیری از پاشش جوشکاری یک مهارت است، نه یک شانس. همانطور که دیدیم، با تنظیم دقیق پارامترهایی مانند آمپر، ولتاژ، طول قوس و سرعت سیم، و همچنین توجه به جزئیاتی مانند تمیزی سطح و استفاده از گاز محافظ مناسب، میتوان این مشکل را به حداقل رساند. یک جوش تمیز و بدون اسپتر جوشکاری نه تنها نشاندهنده مهارت بالای شماست، بلکه با کاهش زمان و هزینههای تمیزکاری، سودآوری و اعتبار حرفهای شما را به شدت افزایش میدهد. کنترل پاشش، سرمایهگذاری مستقیم روی کیفیت نهایی کار شماست.
تنظیمات نادرست (آمپر، ولتاژ، سرعت سیم)، طول قوس بلند، رطوبت الکترود، و کثیف بودن سطح کار از دلایل اصلی هستند.
بله، بسیار موثر است. این اسپری یک لایه نازک ایجاد میکند که مانع چسبیدن دائمی ذرات مذاب به سطح کار شده و تمیزکاری را بسیار آسان میکند.
الکترود E7018 به شرط خشک بودن، به دلیل پوشش قلیایی و قوس نرمتر، پاشش بسیار کمتری نسبت به الکترود سلولزی E6010 دارد.
خیر، آرگون خالص برای جوشکاری فولاد مناسب نیست و باعث ایجاد جوش ناقص میشود. برای فولاد، از CO2 خالص یا ترکیبی از آرگون و CO2 استفاده کنید.
کثیف بودن سطح کار (روغن، زنگزدگی)، مرطوب بودن الکترود، یا وجود مشکل در تجهیزات (مانند فرسودگی لاینر تورچ CO2) را بررسی کنید.
لزوماً به معنای ضعف ساختاری جوش نیست، اما نشانه قطعی تکنیک یا تنظیمات ضعیف است و از نظر بازرسی یک عیب ظاهری محسوب میشود.
بهترین راه استفاده از سنگ فرز، قلم چکشزنی (Chipping Hammer) و فرچه سیمی است.
بله، زاویه نامناسب میتواند باعث ناپایداری قوس شود. زاویه ۱۰ تا ۱۵ درجه در جهت حرکت (تکنیک کشیدن یا هل دادن) معمولاً بهترین نتیجه را میدهد.
در فرایندهایی مانند جوشکاری پالسی (Pulsed GMAW) میتوان پاشش را تقریباً به صفر رساند، اما در جوشکاری الکترود و CO2 استاندارد، هدف اصلی به حداقل رساندن آن است.
هزینههای آن شامل زمان تلف شده برای تمیزکاری، هزینه نیروی کار، هزینه مواد مصرفی (دیسک سنگزنی) و مهمتر از همه، هزینه از دست دادن اعتبار و پروژههای آینده به دلیل کیفیت پایین کار است.