ساعت کاری: 09:00 صبح تا 20:00 بعد از ظهر
مرکز تخصصی آموزش جوشکاری و بازرسی جوش فنی و حرفه ای
مرکز شرق تهران : بزرگراه شهیدزین الدین بلوار دانشگاه ،کارگاه جوشکاری دانشگاه خواجه نصیر

فهرست مطلب
Toggleفرسودگی و سایش قطعات صنعتی، یکی از بزرگترین دلایل توقف خطوط تولید و تحمیل هزینههای سنگین تعمیر و نگهداری است. جوشکاری Hardfacing یا سخت پوشانی، فرآیندی است که با ایجاد یک لایه جوش مقاوم روی سطح قطعات، آنها را در برابر سایش، خوردگی و ضربه مقاوم میسازد. این مقاله یک آموزش جوشکاری جامع برای این تکنیک ارزشمند است. یادگیری این مهارت تخصصی نه تنها به کاهش هزینهها کمک میکند، بلکه میتواند درآمد جوشکاری شما را به عنوان یک متخصص فنی به شکل چشمگیری افزایش دهد و فرصتهای شغلی جدیدی را پیش روی شما قرار دهد.
قبل از پرداختن به راهکار، باید مشکل را به درستی بشناسیم. سخت پوشانی به طور مستقیم با انواع مختلف سایش مقابله میکند. درک این مکانیزمها به شما کمک میکند تا بهترین ماده و روش را برای محافظت از قطعات خود انتخاب کنید و از تخریب زودرس آنها جلوگیری نمایید. هر نوع سایش نیازمند یک آلیاژ و تکنیک اجرایی خاص است.
سایش سایشی، رایجترین نوع فرسودگی در صنعت است و زمانی رخ میدهد که ذرات سخت و تیز (مانند شن، ماسه یا مواد معدنی) روی یک سطح نرمتر خراش ایجاد میکنند. این پدیده مانند عمل سوهانکشی یا سنبادهزنی است و به تدریج باعث حذف مواد از سطح قطعه میشود. باکت لودرها، تیغههای گاوآهن و چکشهای سنگشکن در معادن و صنایع سیمان، نمونههای بارزی هستند که به شدت تحت تاثیر این نوع سایش قرار دارند.
این نوع سایش در اثر تماس فلز با فلز تحت فشار و حرکت نسبی رخ میدهد. در نقاط تماس میکروسکوپی، جوشهای سرد لحظهای ایجاد شده و بلافاصله شکسته میشوند که این امر باعث کنده شدن ذرات از یک سطح و چسبیدن آنها به سطح دیگر میگردد. این پدیده معمولاً در قطعاتی مانند یاتاقانها، چرخدندهها و شفتهایی که بدون روانکاری کافی کار میکنند، مشاهده میشود و میتواند منجر به گریپاژ کردن و از کار افتادن کامل تجهیزات شود.
سایش خوردگی حاصل ترکیب تخریب مکانیکی (مانند سایش سایشی یا فرسایشی) و حمله شیمیایی (مانند زنگزدگی یا اکسیداسیون) است. در محیطهای مرطوب، اسیدی یا قلیایی، لایه محافظ سطح فلز به صورت شیمیایی از بین میرود و فلز زیرین در معرض سایش مکانیکی قرار میگیرد. این چرخه تخریب، فرسودگی قطعه را به شدت تسریع میکند. این پدیده در پمپها، شیرآلات صنعتی و تجهیزات فرآوری مواد شیمیایی بسیار شایع است.
این نوع سایش زمانی اتفاق میافتد که ذرات جامد یا مایع معلق در یک سیال (گاز یا مایع) با سرعت بالا به یک سطح برخورد میکنند. هر برخورد، مقدار بسیار کمی از ماده را از سطح جدا میکند، اما تکرار میلیونها باره این برخوردها باعث فرسودگی شدید قطعه میشود. لولههای انتقال مواد، پرههای توربینها و فنها، و نازلهای پاشش مواد، نمونههای کلاسیکی هستند که با سایش فرسایشی دست و پنجه نرم میکنند.
موفقیت فرآیند Hardfacing به انتخاب صحیح ماده مصرفی بستگی دارد. هر آلیاژ برای مقابله با نوع خاصی از سایش طراحی شده است. انتخاب اشتباه نه تنها از قطعه محافظت نمیکند، بلکه ممکن است باعث ایجاد ترک یا جدا شدن لایه سخت پوشانی شود. بنابراین، شناخت این مواد اولین گام برای یک اجرای حرفهای است و تاثیر مستقیم بر کیفیت نهایی کار دارد.
این گروه از آلیاژها به دلیل هزینه مناسب و کارایی بالا، پرکاربردترین مواد در سخت پوشانی هستند. آنها خود به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: آلیاژهای مارتنزیتی که مقاومت خوبی در برابر ضربه و سایش متوسط دارند، و آلیاژهای آستنیتی (مانند فولادهای منگنزی هادفیلد) که تحت ضربه سخت شده و برای قطعاتی مانند سنگشکنها ایدهآل هستند. این الکترودها معمولاً برای کاربردهای عمومی و بازسازی اولیه قطعات مورد استفاده قرار میگیرند و نقطه شروع خوبی برای بسیاری از پروژهها هستند.
آلیاژهای پایه نیکل به مقاومت فوقالعاده در برابر خوردگی، حرارت بالا و سایش چسبنده شهرت دارند. این مواد برای محیطهای شیمیایی خشن و دماهای کاری بالا که آلیاژهای پایه آهن کارایی خود را از دست میدهند، گزینهای بینظیر هستند. از این آلیاژها در ساخت و بازسازی قطعاتی مانند شیرآلات صنعتی در صنایع نفت و گاز، قالبهای آهنگری داغ و تجهیزاتی که در معرض اسیدها یا مواد خورنده قرار دارند، به طور گسترده استفاده میشود.
آلیاژهای پایه کبالت، که با نام تجاری استلایت (Stellite) نیز شناخته میشوند، بهترین گزینه برای کاربردهایی هستند که به طور همزمان با سایش شدید، خوردگی و دمای بسیار بالا مواجهاند. این آلیاژها سختی خود را حتی در دماهای نزدیک به نقطه ذوب حفظ میکنند و مقاومت بینظیری در برابر سایش فلز با فلز دارند. به همین دلیل در قطعات حساسی مانند سیت و سوپاپ موتورهای سنگین، ابزارهای برش داغ و تیغههای توربین استفاده میشوند.
این مواد بالاترین سطح مقاومت در برابر سایش سایشی شدید را ارائه میدهند. آنها از ذرات بسیار سخت سرامیکی مانند کاربید تنگستن یا کاربید کروم تشکیل شدهاند که در یک زمینه فلزی نرمتر (معمولاً پایه نیکل یا آهن) معلق هستند. زمینه فلزی چقرمگی و مقاومت به ضربه را فراهم میکند، در حالی که ذرات کاربید با سختی فوقالعاده خود در برابر خراشیدگی مقاومت میکنند. از این مواد برای پوششدهی بیلهای حفاری، میکسرها و تجهیزات معدنی استفاده میشود.
اجرای صحیح سخت پوشانی یک فرآیند دقیق و چند مرحلهای است. نادیده گرفتن هر یک از این مراحل میتواند منجر به شکست کامل پوشش و هدر رفتن زمان و هزینه شود. این راهنمای گام به گام، شما را با اصول کلیدی یک عملیات موفق آشنا میکند تا بتوانید بهترین نتیجه را از فرآیند سخت پوشانی بگیرید.
این مرحله حیاتیترین گام در کل فرآیند است. هرگونه آلودگی مانند روغن، گریس، زنگزدگی، رنگ یا رطوبت باید به طور کامل از سطح قطعه پاک شود. وجود این آلودگیها میتواند باعث ایجاد تخلخل، ترک و عدم چسبندگی لایه سخت پوشانی به فلز پایه شود. همچنین، ترکهای موجود روی سطح قطعه باید قبل از شروع جوشکاری به طور کامل با سنگزنی برداشته شوند. شناسایی دقیق جنس فلز پایه نیز برای انتخاب الکترود مناسب و تعیین دمای پیشگرمایش ضروری است.
پیشگرمایش به معنای گرم کردن قطعه کار قبل از شروع جوشکاری تا دمای مشخص است. این کار سه هدف اصلی دارد: اول، کاهش سرعت سرد شدن منطقه جوش که از ایجاد ساختارهای ترد و مستعد ترک جلوگیری میکند. دوم، حذف رطوبت از سطح قطعه. و سوم، کاهش تنشهای حرارتی ناشی از اختلاف دمای شدید بین ناحیه جوش و بقیه قطعه. دمای پیشگرمایش به جنس و ضخامت فلز پایه بستگی دارد و کنترل دقیق آن برای جلوگیری از ترکخوردگی ضروری است.
بسیاری از آلیاژهای سخت پوشانی، بسیار ترد هستند و با فلزات پایه معمولی سازگاری متالورژیکی خوبی ندارند. اجرای مستقیم این لایههای سخت روی فلز پایه میتواند منجر به ترک خوردن یا جدا شدن آنها شود. لایه واسط یا بافر، یک لایه جوش نرم و چقرمه از یک ماده سازگار (مانند فولاد ضد زنگ آستنیتی) است که بین فلز پایه و لایه سخت نهایی قرار میگیرد. این لایه تنشها را جذب کرده و یک بستر مناسب برای چسبندگی لایه نهایی فراهم میکند.
در این مرحله، الکترود یا سیم جوش سخت پوشانی اصلی روی لایه بافر (یا مستقیماً روی فلز پایه در صورت عدم نیاز به بافر) اعمال میشود. تکنیک جوشکاری باید به گونهای باشد که کمترین نفوذ و اختلاط (Dilution) با فلز زیرین را داشته باشد تا خواص لایه سخت حفظ شود. معمولاً از الگوهای جوشکاری رفت و برگشتی (Weave Beads) یا خطی (Stringer Beads) استفاده میشود. بسته به نیاز، ممکن است یک تا سه لایه سخت پوشانی اعمال شود. اعمال لایههای بیش از حد توصیه نمیشود زیرا ریسک ترکخوردگی را افزایش میدهد.
پس از اتمام جوشکاری، قطعه نباید به سرعت در هوای آزاد سرد شود. سرد شدن سریع باعث ایجاد تنشهای داخلی شدید و افزایش خطر ترکخوردگی میشود. برای جلوگیری از این مشکل، قطعه باید بلافاصله پس از جوشکاری در یک کوره با دمای کنترلشده قرار گیرد (پسگرمایش) یا با استفاده از پتوهای نسوز به آرامی و به صورت کنترلشده سرد شود. این فرآیند که به آن تنشزدایی نیز گفته میشود، به توزیع یکنواخت تنشها کمک کرده و دوام پوشش را تضمین میکند.
حتی با بهترین مواد، اجرای نادرست میتواند منجر به عیوب جدی شود. شناخت این عیوب و دلایل بروز آنها به شما کمک میکند تا یک پوشش بینقص و بادوام ایجاد کنید. پیشگیری همیشه بهتر و کمهزینهتر از تعمیر است. در این بخش به بررسی شایعترین مشکلات و راههای جلوگیری از آنها میپردازیم.
ترکخوردگی، شایعترین عیب در سخت پوشانی است و معمولاً به دلیل تنشهای حرارتی بالا ناشی از سرد شدن سریع رخ میدهد. دلایل دیگر شامل عدم پیشگرمایش کافی، انتخاب ماده مصرفی نامناسب، یا ضخامت بیش از حد لایه سخت است. برای پیشگیری، حتماً از دمای پیشگرمایش و پسگرمایش توصیهشده پیروی کنید، از لایه بافر مناسب استفاده نمایید و ضخامت لایههای سخت را به حداقل مورد نیاز (معمولاً دو یا سه لایه) محدود کنید.
این عیب زمانی رخ میدهد که لایه سخت پوشانی به صورت ورقهای از سطح فلز پایه یا لایه زیرین جدا میشود. اصلیترین دلیل این پدیده، آمادهسازی ضعیف سطح و وجود آلودگیهایی مانند روغن یا زنگزدگی است که مانع از اتصال متالورژیکی مناسب میشود. انتخاب یک لایه بافر ناسازگار با فلز پایه یا لایه نهایی نیز میتواند باعث جدا شدن لایه گردد. برای جلوگیری، سطح کار را با دقت تمیز کرده و از سازگاری مواد اطمینان حاصل کنید.
تخلخل به وجود حفرات یا سوراخهای کوچک گازی در فلز جوش گفته میشود که باعث تضعیف ساختار و کاهش مقاومت به سایش میشود. این عیب معمولاً به دلیل وجود رطوبت در پوشش الکترود، آلودگی سطح کار (مانند روغن یا رنگ)، طول قوس بیش از حد بلند یا محافظت نامناسب گاز (در فرآیندهای GMAW/FCAW) ایجاد میشود. برای پیشگیری، از الکترودهای خشک استفاده کنید، سطح کار را کاملاً تمیز نمایید و پارامترهای جوشکاری را به درستی تنظیم کنید.
سخت پوشانی یک تکنیک محدود به یک صنعت خاص نیست؛ بلکه در هر جایی که سایش و فرسودگی هزینهساز باشد، کاربرد دارد. این فرآیند به طور گسترده برای بازسازی قطعات فرسوده و افزایش عمر قطعات نو استفاده میشود و نقش مهمی در افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای عملیاتی صنایع مختلف ایفا میکند.
صنایع سیمان: بازسازی و سخت پوشانی چکشهای سنگشکن، غلتکهای آسیاب، پیچهای انتقال مواد (اسکرو کانوایر) و فنهای کوره.
صنایع معدن: سخت پوشانی دندانههای باکت لودر و بیل مکانیکی، تیغههای بولدوزر، و قطعات ماشینآلات حفاری.
صنایع کشاورزی: بازسازی و افزایش عمر تیغههای گاوآهن، دیسکهای کشاورزی و سایر ادوات خاکورزی.
صنایع فولاد و نفت و گاز: پوششدهی غلتکهای نورد گرم، شیرآلات صنعتی، و قطعات پمپهای انتقال مواد ساینده.
در نهایت، سخت پوشانی فقط یک تکنیک جوشکاری نیست، بلکه یک استراتژی مدیریتی هوشمندانه برای کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری است. با اجرای صحیح این فرآیند، میتوان عمر قطعات گرانقیمت را چندین برابر افزایش داد، زمان توقف تولید را به حداقل رساند و از خرید قطعات یدکی جدید جلوگیری کرد. یادگیری این مهارت، شما را به یک نیروی متخصص و ارزشمند در صنعت تبدیل میکند.
اگر به دنبال یادگیری تخصصی این مهارت هستید و میخواهید از دانش اساتید برجسته بهرهمند شوید، برای دریافت مشاوره و ثبتنام در دورههای تخصصی ما با شمارههای 09376060577 و 02166000448 تماس بگیرید.
یک فرآیند جوشکاری که در آن یک لایه از مواد سخت و مقاوم به سایش روی سطح یک قطعه فلزی اعمال میشود تا عمر آن را افزایش دهد.
هدف اصلی Hardfacing افزایش مقاومت به سایش است، در حالی که هدف اصلی Cladding (روکشکاری) افزایش مقاومت به خوردگی است.
اکثر فولادهای کربنی و آلیاژی و برخی از فولادهای ضد زنگ قابل سخت پوشانی هستند. فلزاتی مانند چدن و آلومینیوم نیازمند تکنیکها و مواد بسیار خاصی هستند.
معمولاً بیش از دو یا سه لایه توصیه نمیشود، زیرا لایههای ضخیمتر مستعد ترکخوردگی هستند.
برای اکثر فولادهای آلیاژی و قطعات ضخیم، پیشگرمایش برای جلوگیری از ترکخوردگی ضروری است. برای فولادهای کربنی ساده و نازک ممکن است لازم نباشد.
آمادهسازی نامناسب سطح و نادیده گرفتن مرحله تمیزکاری، که منجر به عدم چسبندگی و جدا شدن لایه میشود.
با بازسازی قطعات فرسوده به جای خرید قطعات نو و کاهش توقفات خط تولید برای تعمیرات، هزینهها را به شدت کاهش میدهد.
فرآیندهای SMAW (الکترود دستی)، GMAW (CO2)، FCAW (سیم جوش توپودری) و SAW (زیرپودری) همگی استفاده میشوند. انتخاب فرآیند به قطعه، شرایط کاری و حجم تولید بستگی دارد.
بسیاری از لایههای سخت پوشانی بسیار سخت هستند و فقط با سنگزنی قابل پرداخت هستند. برخی آلیاژهای نرمتر را میتوان با ابزارهای مخصوص ماشینکاری کرد.
انتخاب الکترود به سه عامل اصلی بستگی دارد: جنس فلز پایه، نوع سایش غالب (سایشی، ضربهای، خوردگی) و شرایط کاری قطعه (دما، محیط).